ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
203
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) پيكر مقدس رسول خدا به خاك سپرده شد . ابو بكر به بلال گفت : اذان بگو . بلال گفت : اگر مرا آزاد كردهاى كه با تو باشم خود دانى و اگر مرا در راه خدا آزاد كردهاى مرا در راه همان خدا آزاد بگذار ، ابو بكر گفت : تو را فقط براى خدا آزاد كردهام . گفت : من پس از رسول خدا براى هيچ كس اذان نمىگويم . ابو بكر گفت : آزادى . بلال در مدينه اندكى ماند و همين كه سپاهيان به شام رفتند با آنها رفت و در شام ماند . روح بن عبادة و عفان بن مسلم و سليمان بن حرب از حماد بن سلمه ، از على بن زيد ، از سعيد بن مسيب نقل مىكنند * چون ابو بكر روز جمعه بر منبر نشست ، بلال گفت : اى ابو بكر . گفت : آرى . گفت : آيا مرا براى خدا آزاد كردهاى يا براى خودت ؟ گفت : براى خدا . بلال گفت : پس به من اجازه بده تا در راه خدا به جهاد بروم و ابو بكر به او اجازه داد و او به شام رفت و همان جا درگذشت . وهب بن جرير از شعبه ، از مغيره و ابو سلمه از شعبى نقل مىكند * بلال و برادرش از خانوادهاى يمنى دختر خواستگارى كردند . بلال گفت : من بلالم و اين هم برادر من است دو برده حبشى هستيم گمراه بوديم خدايمان هدايت فرمود و بردگان بوديم خدايمان آزاد فرمود ، اگر زن به ما بدهيد خداى را حمد مىكنيم و ستايش از اوست و اگر ندهيد خدا بزرگ است . عارم بن فضل از عبد الواحد بن زياد ، از عمرو بن ميمون نقل مىكند كه مىگفته است * پدرم برايم نقل كرد كه بلال برادرى داشت كه نسبت خود را به اعراب مىرساند و تصور مىكرد كه از اعراب است . زنى از اعراب را خواستگارى كرد . گفتند : اگر بلال حاضر شود او را به تو تزويج مىكنيم . بلال حاضر شد و نخست تشهد بر زبان آورد و گفت : من بلال بن رباحم و اين برادر من است . و او مردى بد خلق و بد دين است اگر مىخواهيد به او زن بدهيد و اگر نه رهايش كنيد ، گفتند : هر كس كه تو برادرش باشى به او زن مىدهيم . محمد بن اسماعيل بن ابى فديك از هشام بن سعد ، از زيد بن اسلم نقل مىكند * فرزندان ابى بكير به حضور پيامبر آمدند و گفتند : خواهر ما را به ازدواج فلان كس در آوريد . فرمود : چرا از بلال غافلايد ، بار ديگر آمدند و گفتند : اى رسول خدا خواهرمان را به همسرى فلان كس درآوريد . باز فرمود : چرا از بلال غافلايد ؟ بار سوم آمدند و گفتند : خواهر ما را به همسرى فلان كس درآوريد . فرمود : چرا از بلال غافلايد ؟ چرا از مردى كه اهل بهشت است غافلايد ؟ به او زن بدهيد .